تبليغاتX
فرمانبر

فرمانبر

کم آوردم ...... خداحافظ!

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

سه نفر بودیم که به پیشنهاد من این وب رو راه اندازی کردیم،هرکدام بنا به دلایلی شخصی کار رو ترک کردند.من تنها موندم.کار ،کاری نبود که بشه تنهایی انجام داد ،چون نیاز به بازنگری داره و به نظرم باید ابتدا بررسی و بعد در وب قرا داده بشه.

حدود یک سال به دنبال کسانی بودم که دم از ولایت و رهبری می زدند اما هیچ کدام قبول نکردند که در این زمینه همکاری  و دستگیری کنند.

الان دیگه کم آوردم و عذر تقصیر دارم.

یارب !

به خدایی خداییت !

وانگه به کمال پادشاهیت !

از عشق به غایتی رسانم ،کو ماند اگر چه من نمانم!!

.

.

.

.

از عمر من آنچه مانده برجای ،بستان و به عمر لیلی افزای...!

التماس دعا.

خدا نگهدار .بنفسی انت...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/04/22ساعت 13:30  توسط فرمانبر  | 

افزایش قوای معنوی در نیروهای مسلح (بیانات در دیدار با فرماندهان ارشد نظامی و انتظامی)

بسم الله الرحمن الرحیم

در ابتدای سخنان، مقام معظم رهبری ضمن تبریک فصل طراوت و تجدید حیات، بر لزوم توجه به کار و همت مضاعف در نیروهای مسلح تاکید می کنند، که نشان دهنده نیاز این بخش مهم کشور- همانند سایر بخش ها- به تلاش و کار فراوان در جهت نیل به اهداف مد نظر برای نیروهای مسلح می باشد.

در ادامه ایشان یکی از نعمت های بزرگ خداوند برای نیروهای مسلح را وجود مسئولین صادق و صمیمی می داند،که خود را فرع هدف می دانند. به خصوص در دوران دفاع مقدس این پدیده "خود را فرع هدف دانستن نه اینکه هدف را وابسته و تابع خود کردن" به وضوح مشخص بود. بسیاری از فرماندهان، عزیزترین دارایی خود را برای رسیدن به هدف دادند. البته ایشان نگاه غالب در نیروهای مسلح را "خود را فرع هدف دانستن" می داند.

"نه اينكه ما آدمهاى ناخالص و شائبه‌دار در طول اين دورانها نداشتيم و نداريم؛ چرا، بالاخره همه جور روحيه‌اى، خُلقى در همه‌ى قشرها و همه‌ى طبقات و همه‌ى افراد وجود دارد؛ ليكن نگاه غالب، اين است."

بنابراین آنچه که به نظر میرسد لزوم حفظ این تفکر غالب در نیروهای مسلح با استفاده از آموزش های کارامد و موثر عقیدتی و سعی در حذف تفکر مقابل است.

ایشان در ادامه خاطر نشان میکنند که همانطور که جایگاه فرماندهی در نیروهای مسلح، جایگاه رفیع و مهمی است و اجر عظیمی در پیشگاه حضرت حق دارد، از سوی دیگر امکان سقوط و انحراف آن نیز شدید است.

"اين فرصت را خدا به من و شما داده است؛ پس بايد شكرگزارى كنيم. منتها مثل همه‌ى كارهاى بزرگ، همچنان كه غنيمت آن زياد است، غرامت آن هم سنگين و خطرناك است؛"

پس از یک سو شکر این نعمت عظیمه بر فرماندهان واجب است و از سوی دیگر حفظ خویشتن از خطرات راه، با توکل و مبارزه با هوای نفس امری ضروری به نظر میرسد و این نکته نگرانی مقام رهبری را از احتمال پیدایش انحراف در فرماندهان نیروهای مسلح می رساند که می تواند بسیار0خطرناک باشد، فلذا بر فرماندهان واجب است در جهت افزایش قوای معنوی و مبارزه با هوای نفس و عمل به تکلیف کوشا باشند.

در ادامه معظم له، با اشاره به کلام مولی علی (ع) نیروهای مسلح را حصار یک ملت میداند و پرداختن به استحکام نیروهای مسلح را یک اصل دینی غیر قابل اغماض معرفی می کند. و لزوم توجه اساسی به استحکام این حصار را خواهانند. ایشان از فرماندهان می خواهند که بدون توجه به شرایط داخلی، در هر حالی به فکر استحکام این حصار باشند و دائما مراقب تحرکات دشمن باشند تا در سایه این آمادگی، امنیت داخلی تامین و مردم بتوانند به دین و دنیای خود برسند.

"در داخل حصار، حوادث و شرائط گوناگونى پيش مى‌آيد؛ يك عده خوابند، يك عده بيدارند، يك عده دعوا ميكنند، يك عده مشغول عروسى‌اند، يك عده مشغول عزايند؛ اما اين حصار بايد در همه‌ى اين احوالات مستحكم باقى بماند."

در ادامه بیانات، ایشان با اشاره به ظلم جهانی و فعالیتهای مستکبرانه استکبار جهانی، لزوم آمادگی های نظامی را گوشزد میکنند. اما نکته ی مهمتری که معظم له به آن اشاره کرده اند آمادگی های معنوی است. تجربه دفاع مقدس نشان میدهد که مهمترین عامل ایستادگی در مقابل متجاوزین، ایمان مردم و نیروهای مسلح بود. این موضوع که امروز نیز مقام رهبری در دیدار فرماندهان این موضوع را بیان میکنند، از یک سو نشان دهنده ی اهمیت دو چندان مسئله است و از سوی دیگر شاید تاکیدی باشد برای فرماندهان تا برخی کاستی های که در برخی رده های نظامی وجود دارد را اصلاح کنند.

موضوع دیگری که ایشان در بیانات خود به آن اشاره می کنند، لزوم توجه فراوان به طرح های ابتکاری است. ایشان بر ایجاد کارهایی که دنیا تا کنون به سراغ آن ها نرفته است در همه ی زمینه ها تاکید می کنند.

"برويد دنبال كارهاى ابتكارى، برويد دنبال كارهائى كه دنيا آنها را نيازموده و تجربه نكرده؛ در طراحى‌هاى عملياتى، در طراحى‌هاى اطلاعاتى، در نوع برخورد با دشمن؛ فريب يك جور، تدبير يك جور؛ اينها كارهاى مهمى است. بخصوص من روى نوع سازماندهى نيروهاى مسلح تأكيد ميكنم. "

از صحبت های رهبری چنین بر می آید، از آنجا که امروزه برای مقابله با هر حمله ی احتمالی شیوه های کلاسیک رزمی چندان کارآمد نخواهد بود، بنابراین روش هایی باید ابداع نمود که با توجه به نوع حمله دشمن، آرایش نیروها و ...، بتوان دشمن را با روش های غافلگیرانه و پارتیزانی، متوقف، منهدم یا مجبور به عقب نشینی کرد که نمونه ی چنین عملیات هایی را در جنگ 33 روزه لبنان شاهد بودیم.

مقام معظم رهبری در پایان بیاناتشان، مجددا بر تقویت معنویت، بصیرت دینی و تعمیق باورهای دینی در نیروهای مسلح تاکید میکنند و این مسئله را موکدا از حوزه های نمایندگی ولی فقیه و عقیدتی-سیاسی ها خواستارند.

"ان‌شاءاللَّه همه‌ى اين چيزهائى كه گفتيم و يا نگفتيم و جزو آرزوهاى ماست، در برنامه‌هاى شما، در كارهاى شما تحقق و تبلور پيدا كند و خودش را نشان دهد. خوب، همه ى اينها يك روح هم دارد كه آن روح عبارت از معنويت و بصيرت دينى و تعميق اعتقادات دينى و باورهاى دينى"

تاکید مجدد رهبری بر مسائل اعتقادی از یک سو اهمیت مسئله را می رساند و از سوی دیگر شاید کم کاری برخی رده های نظامی در مسائل معنوی را نشان میدهد، که بعضا از گوشه و کنار اخباری مبنی بر این مسئله به گوش میرسد. بنابراین با توجه به تاکید معظم له بر تقویت مسائل معنوی در رده های مختلف نظامی، انتظار است تا فرماندهان و مسئولین امر، توجه بیشتری به این مسائل داشته باشند.

 والسلام

بیانات در دیدار فرماندهان ارشد نظامی و انتظامی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/03/04ساعت 18:26  توسط فرمانبر  | 

همت مضاعف یعنی به فعلیت رساندن ظرفیت ها (بیانات در دیدار با کارگران نمونه کشور)

بسم الله الرحمن الرحیم

در حالی که در روزهای اردیبهشت ماه بازار دفاع از حقوق کارگری داغ بود و برخی به بهانه دفاع از حقوق کارگران بیانیه می دادند و سخنرانی می کردند و قصد داشتند با این ژستِ "پرولتر" ی باطن "برژوا" ی خود را بپوشانند؛ حضرت آیه الله خامنه ای(مدظله العالی) در دیدار با کارگران نمونه کشور با نگاهی فراتر از حقوق مادی و استفاده ی ابزاری از کارگران با بیانات ارزشمند خود، شان واقعی کارگر را در اسلام متذکر شدند و چون گذشته با تدبیری حکیمانه ضمن حفظ عزت کارگران ،مانع از سوء استفاده ی فتنه گران برای رسیدن به مقاصد سیاسی شان گشتند.

واضح است که هر یک از افراد جامعه برای پیمودن مسیر زندگی و کار خود نیازمندِ یک پشنوانه فکری و ایدئولوژیک است که بدون آن انگیزه  ی کافی و ماندگار برای فعالیت هایش را ندارد؛ لذا اگر قرار است این پشتوانه ی فکری به چالش کشیده شود و حتی از ذهن مخاطب حذف گردد باید تفکری صحیح و قوی را جایگزین آن تفکر پیشین کنیم. اندیشه ای که قرار است ایدئولوژی و موتور محرکه ی فعالیت های بخش فعال جامعه باشد.از این رو مقام معظم رهبری با آگاهی از این مسئله و  با هوشمندی روانشناسانه ی خود در همان ابتدای سخنانشان دو تفکر غالب در میان جمعیت های فعال کارگری و سخن پراکنان مدعی- یعنی نظام سوسیالیستی و اندیشه لیبرالی سرمایه داری- را به چالش کشیدند و با روشی منطقی این دو تفکر ناصواب را از ذهن مخاطبین کنار گذاشتند و سپس با بیان شان واقعی کارگر و ترسیم جایگاه " جهاد فی سبیل الله" برای آنان، تفکری معنوی و آرمانی توحیدی را جایگزین آنها  نمودند. تفکری که بر گرفته از مبانی اسلامی و سنت نبوی ست و هر چند بر اثر تفکرات غربی از آن غفلت سده است ولی وجود دارد و ما برای دست یابی به پیشرفت و عدالت ناگزیر از بازگشت به این اصل اسلامی هستیم.

بیان جایگاه "جهاد" برای کار در عرصه تولید و مقام" مجاهد فی سبیل الله"  برای کارگران علاوه بر ایجاد پشنوانه فکری ِ اصیل و اسلامی موجب تقویت عزت نفس و انگیزه ی مضاعف در این قشر زحمت کش جامعه که رزمندگان خط مقدم تولید اند، خواهد شد زیرا ارزش جها د و مجاهد در اسلام امری معین و والا ست و از طرفی نیاز به کار و همت مضاعف در امرتولید و صنعت برای کشوری در حال توسعه جون ایران اهمیتی فوق العاده دارد و این موضوعی ست که رهبر فرزانه انقلاب با آگاهی  کامل به درستی بدان پرداختند.

مقام معظم رهبری سپس با تبیین نسبت کارگر و کارفرما و توصیف آن به رابطه همکاری بار دیگر نگاه ابزاری دو تفکر سوسیالی و لیبرالی را محکوم کرده و با چنین توصیف عادلانه ای ضمن حفظ قوانین لازم برای نظام کار در جامعه، مناسبات موجود در این نظام را به شکلی انسانی و اسلامی باز تعریف نمودند.

حضرت ایشان بعد از این مقدمات مهم و مفصل هنگامی که ذهن مخاطبین را به خوبی نسبت به جایگاه و مسئولیت خطیر شان در نظام اسلامی آماده کردند و انگیزه لازم را نیز ایجاد نمودند به مسئله ای مهم که بخش عظیمی از آن بر عهده نظام کارگری ست اشاره فرمودند. ایشان پیشرفت مادی مبتی بر تولید دانش بنیان ( و نه مونتاژ) و علم بومی (و نه ترجمه ای) را یکی از وظایف مهم مجموعه ی نظام کارگری از کارگر و کارفرما و مهندس و طراح و سرمایه گذار و ... بر شمردند.همچنین با اشاره به تمامی دست آورد های این سال ها بار دیگر با تاکید بر انقلابی بودن ماهیت نظام جمهوری اسلامی ایران خواهان حرکت به سمت قله و رسیدن به آرمان های شایسته مردم ایران شدند.

همچنین ایشان همت مضاعف را به معنای به فعلیت رساندن ظرفیت ها تعبیر فرموده و با این تعبیر فصلی نو را پیش روی همه ی آحاد ملت و به ویژه مسئولین کشور گشودند که  اگر مسئولین تنها همین جمله را سررشته ی امور خود قرار دهند دیگر رسیدن به قله ی آرمان ها کار سختی نخواهد بود، چون کوهنوردِ جوانِ با انگیزهِ کاربلد کم نداریم و  فقط نیاز به تجهیزات کوهنوری ست هر چند با استعدادِ ایرانی و انگیزه ی الهی این جوانان بعید نیست تا چند وقت دیگر این امکانات را هم خود تولید کنند حتی اگر مسئولین در عمل به تکلیف خود مردود شوند.

حصرت آقا در پایان سخنان خود برای چندمین بار در ماه های اخیر به نقش ایمان در موفقیت مردم در نظام اسلامی اشاره کردند و این خود  نشان دهنده ی نیاز به توجه به این امر مهم از سوی کارشناسان و مسئولین اعم از روحانی و مهندسین فرهنگ جامعه ست که امیدوارم بالاخره این توجه صورت بگیرد و نگاه توحیدی در جامعه ما حاکم شود.

والسلام

متن کامل بیانات در دیدار با کارگران نمونه کشور

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/02/29ساعت 9:18  توسط پیوندی  | 

هشدار به زنان ما ,نقش خودتان را پیدا کنید ! (بیانات در دیدار با پرستاران.)

بسم الله الرحمن الرحیم

مقام معظم رهبری در سالروز میلاد حضرت زینب (سلام الله علیها) در جمع عده ای از پرستاران به بررسی حرکت عاشورایی زینب (سلام الله علیها ) پرداختند و از این رهگذر درس هایی را برای زنان امروز جامعه اسلامی مان سرمشق دادند. پس از آن به بررسی ارتباط انقلاب مردمی مان و الهامات  زنان انقلابی مان از شخصیت زینب (سلام الله علیها ) پرداختند و پیروزی این انقلاب را به خاطر درس هایی که از ایشان گرفته اند دانستند ،و با برشمردن این ویژگی های مردم مومن و انقلاب ایران ناکارآمدی تهدیدهای دشمنان را به اثبات رساندند.

عظمت شخصیت  حضرت زينب كبرى‌ (سلام اللَّه عليها) :

انسان زينب كبرى‌ را مشاهده ميكند كه با يك عظمت خيره‌كننده و درخشنده‌اى در عرصه ظاهر ميشود؛ كارى ميكند كه دشمنى كه به حسب ظاهر در كارزار نظامى پيروز شده است و مخالفين خود را قلع و قمع كرده است و بر تخت پيروزى تكيه زده است، در مقر قدرت خود، در كاخ رياست خود، تحقير و ذليل شود؛ داغ ننگ ابدى را به پيشانى او ميزند و پيروزى او را تبديل ميكند به يك شكست؛ اين كارِ زينب كبرى‌ است. زينب (سلام اللَّه عليها) نشان داد كه ميتوان حجب و عفاف زنانه را تبديل كرد به عزت مجاهدانه، به يك جهاد بزرگ.

شخصیتی چنین کارآمد ،با این تاثیر گذاری عظیم تاریخی و با این خدمتگزاری به دین و امام زمانش باید توانایی های عظیمی داشته باشد.از محضر اساتید بزرگی استفاده کرده باشد وچنان در امر تهذیب وخودسازی کوشیده باشد که از پس چنین معرکه هایی به درآید.برای درک این موضوع باید به این اندیشید که یک انسان معمولی درچنین شرایطی و در مواجهه با چنین مصائبی چه می کند ؟ مصیبت هایی که کمترین آنها از دست دادن برادر و و برادر زاده است ...فرزند قربانی کردن و امام از دست دادن بماند ...آن هم در نهایت صبعیت و خونخواری دشمن !

هر کسی در چنین شرایطی عنان از کف می دهد ،وکمترین کاری که شاید بسیاری از ما انجام  دهیم  ،زبان به کفر گشودن است !!!     "وما رأیت الا جمیلا " را چطور درک کنیم ؟! خطابه های مجاهدانه و از عمق ایمان و در نهایت بصیرت او را چطور درک کنیم ،و البته عده ای از ما که عرصه های فتنه های پس از انتخابات رو یا تشخیص ندادیم و یا اگر هم دادیم منافعمان را در خطر دیدیم و چیزی نگفتیم واحیانا موضعی اتخاذ نکردیم ،چه چیزی برای گفتن داریم ؟

در شرایطی که تفکری در زیر پوست جامعه ی ما در حال ریشه دواندن است که حجب وعفاف زنانه را به بی حیایی تبدیل می کند ،سخن از زینبی گفتن که نه تنها مظهر عفاف و حیاست که مظهر مجاهدت و بصیرت است ،اشاره ی معلمانه ای ست به اینکه راه را اشتباه نروید و جایگاهتان و قابلیتتان را بدانید  .... !

 روز پرستار، سالروز ولادت حضرت زينب است؛ اين هشدار به زنان ماست: نقش خودتان را پيدا كنيد. عظمت زن بودن را در آميختن حجب و حيا و عفاف زنانه با عزت مسلمانانه و مؤمنانه، درك كنيد. زن مسلمان ما اينجور است.

معظم له به نقل از زینب کبری (سلام الله علیها وعلی ابیها ) فرمودند :

در يك چنين شرائط بحرانى، ناگهان اين خورشيد عظمت طلوع ميكند؛ همان لحنى را به كار ميبرد كه پدرش اميرالمؤمنين بر روى منبر خلافت در مقابل امت خود به كار ميبرد؛ همان جور حرف ميزند؛ با همان جور كلمات، با همان فصاحت و بلاغت، با همان بلندى مضمون و معنا: «يا اهل الكوفه، يا اهل الغدر و الختل»؛ اى خدعه‌گرها، اى كسانى كه تظاهر كرديد! شايد خودتان باور هم كرديد كه دنباله‌رو اسلام و اهل‌بيت هستيد؛ اما در امتحان اينجور كم آورديد، در فتنه اينجور كورى نشان داديد. «هل فيكم الّا الصّلف و العجب و الشّنف و الكذب و ملق الاماء و غمز الاعداء»؛ شما رفتارتان، زبانتان با دلتان يكسان نبود. به خودتان مغرور شديد، خيال كرديد ايمان داريد، خيال كرديد همچنان انقلابى هستيد، خيال كرديد همچنان پيرو اميرالمؤمنين هستيد؛ در حالى كه واقع قضيه اين نبود. نتوانستيد از عهده‌ى مقابله‌ى با فتنه بربيائيد، نتوانستيد خودتان را نجات دهيد.

به راستی کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود ...!

با دیدن این الگوی ممتاز ،بودن در عرصه ی اجتماع نه بر زنان بد نیست که حضور آگاهانه و مومنانه و مجاهدانه شان در بعضی از مواقع و وقایع واجب به نظر می آید ،والبته خودسازی و کسب آگاهی برای این حضور لازم تر از خود حضور !

زینب (سلام الله علیها ) نه فقط در آن زمان که برای همین زمان ها ،نه تنها قاری قرآن نبودند که مفسر عملی آن بودند و از مصادیق اولوالالباب و خردمندان قرآن بوده وهستند ،نه متعلق به آن زمان ووقایعش بلکه سرمشقی برای درس امروز ما هستند !!! نه فقط در   سخنرانی بلکه در مقام تشخیص وعمل ....حضرت معلمان خوبی داشتند اما در این مکتب خوب هم درس خواندند و درس پس دادند،اما شاگردی ما بر آستان این معلم چطور بوده ست ؟!

سخن گفتن از زن را یا در مقابل مرد دانسته ایم وکوشیده ایم به زور بقبولانیم که این دو با هم مشابهند، که خودمان را گول زده ایم. وهمیشه از سر ضعف از موضع دفاع برآمده ایم و نه از جانب اثبات ،یا نهایتا از حجاب او گفته ایم ودر اوج سخنرانی ازعلم آموز ی و مادر خوب بودنش ! نه اینکه این ها نباشد که همه هست اما فراتر از این ها چطور ؟

این معلم همیشه ی تاریخ واین پله ی نردبام ترقی مردان و زنان و جامعه ؟!  مسئولیتش در قبال دین کجاست و شناختش از دین از کجا آمده؟ ( که اگر در این باره خود احساس مسئولیت نکند ،چطور میتواند در دیگران این انگیزش را ایجاد کند ؟) در تقسیم وظایف او را در امر پخت و پز و شست و شو شریک می کنیم و دررصد کردن جامعه و فهم نیاز دین و قیام برای آن  او را به حاشیه می بریم وتازه خودمان هم باز می ایستیم به امر روزمره گی برای گذران مخارج  ؟؟؟!!! عجب زندگی "انسانی " !!! و عجیب تر اهداف متعالی این جهت گیری و این زندگی !!!

 چه استفاده ی معلمانه ای داشتند در این شرایط  - چنین جملاتی از زینب (سلام الله علیها ) را نقل کردن- والبته تکلیف عده ای ازسران را با بیانات فرزند امیرالمومنین (علیه افضل صلوات المصلین) روشن کردن .از کسی نام بردن که عشق به او و خانواده اش در سینه های همه مردم ما هست و راه را همان راهی نشان دادن که زینب (سلام الله علیها) رفت ،مگر هنوز فتنه ها تمام نشده است که ایشان باز هم به این موضوعات اشاره می کنند ؟!

و باید بفهمیم که هنوز تمام نشده است ،به هر مناسبتی رهبر فرزانه گریزی به مسائل تاریخی اسلامی وسیره ی ائمه معصومین (علیهم السلام) و بزرگان می زنند ،و با وقایع جامعه اطلاعات مردم را به روز رسانی می کنند تا هم بربصیرت وقوه ی تشخیص مردم افزوده شود ، هم با تعدد دلایل ،اطمینان و یقینشان زیاده گردد و هم راهگشایی باشد برای ادامه ی راه ،الگویی ونسخه ای باشد برای همیشه ، باید تمام نکات درس اخیر انقلاب و البته تاریخ عمیق اسلامی وایرانی مان درک و برای همیشه عبرت شود.... !

اگر از پیچیدگی مسائل می گویید ،با شبیه سازی و معادل گیری های رهبر عزیزمان به خوبی تشابه عرصه ها معلوم می شود وباید جنبه های لغزش ها هم معلوم گردد تا محافظت از آن ها انجام شود ....مردمی که به امامشان نامه نوشتند و از او کمک خواستند ولی با کمترین فشار پیک امام را به دشمن او تحویل دادند وجنایت دشمن را درباره پیک  دیدند ولی باز هم به یاری امام برنخواستند که هیچ ،کمر بر قتل او هم بستند ...! الله اکبر !

آنجا ثروت وترس ودلبستگی به عناصر واهی زندگی دنیایی، اینجا هم ثروت و شهوت و قدرت ...به عبیدالله بن زیاد هم وعده ی حکومت داده بودند !!! در بد عرصه ای باختید و داشته ها را از دست دادید و حضرت چه خوب از قرآن شاهد می آورند که :

«مثلكم كمثل الّتى نقضت غزلها من بعد قوّة انكاثا»؛ مثل آن كسى شُديد كه پشم را ميريسد، تبديل به نخ ميكند، بعد نخها را دوباره باز ميكند، تبديل ميكند به همان پشم يا پنبه‌ى نريسيده. با بى‌بصيرتى، با نشناختن فضا، با تشخيص ندادن حق و باطل، كرده‌هاى خودتان را، گذشته‌ى خودتان را باطل كرديد. ظاهر، ظاهر ايمان، دهان پر از ادعاى انقلابيگرى؛ اما باطن، باطن پوك، باطن بى‌مقاومت در مقابل بادهاى مخالف. اين، آسيب‌شناسى است.

کسانی که در این عرصه های اخیر از امتحان پایداری به انقلاب و ارزش های انقلابی و اسلامی (مثل ولایت فقیه ) مردود شدند ،وتاثیراتشون در سطح کلان بود (که روشنگری های اخیر برای کمتر شدن این خرابی ها و روشن تر شدن عرصه برای همه صورت می گیرد.) کسانی بودند که در زمان انقلاب تلاش هایی داشتند یا نهایتا در سال های آغازین نظام مسئولیت هایی داشتند و نخی رو تابیده بودند که قرار بود از روی نسخه ی "حبل الله المتین " بافته شود ،خودشان در نیمه های راه بازکردند و پیش  از همه زحمات خودشان را به هدر دادند ،حالا یا از الگو پشیمانند و راه را تا به الان اشتباه دیده اند یا خطایی از دست شان سرزده و بافته را باز کردند ! اگر در اصل الگو شک کرده اند ( که البته نشان داد که عده ای از ابتدا هم این الگو را نداشتند ) که خوب تکلیفشان معلوم است چون بافندگان اصلی مردمند و الگویشان ثابت و برای همه ی زمان هاست و طراح الگویشان معتبرترین معتبرها ! ولی اگر احتمال بدهیم که خطایی از دستشان سرزده و سهوا بافته را  شکافته اند که باید گفت اگر چنین  بوده ،باید پشیمان می شدند ،که نشدند !!!

مردم ما از همین بانوی بزرگواری تأسی گرفته اند که الگوی همه ی زنان و مردان عالم است ! نه تنها خودش که پدرش ،امیرالمومنین (علیه افضل صلوات المصلین ) و مادرش ،فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) و برادرانش .... خانواده ای که نامشان ذکر لب مردم است ،که الگوی راهشان است وبا هر برخاستن ونشستنی یادی از علی (علیه السلام ) می کنند.

در این انقلاب هم کم نبودند مادرانی که جلوتر از فرزندانشان ،نه جان خودشان که جان فرزندشان را به پای این نظام دادند ... با چنین روشی و با چنین منشی و با چنین رهبر روشنگری ،به قول آقا ،رئیس جمهور آمریکا گنده گویی می کند و برای مردم ما که هراسی از جان دادن ندارند ،که مشتاقند ...ترسی از تحریم ندارند که پیشرفت و همتشان مضاعف می شود  و بیمی از قربانی کردن فرزندانشان ندارند که به قصد قربت سر می برند ....حرف از تهدید و سلاح می زند ،همان هایی که انگیزه ای برای جنگیدن ندارند جز سلاح های مظلوم کشانه ،مردم ما را که پشتوانه ای از معارف عمیق دینی دارند ،عقبه ای از عبرت های تاریخی دارند را تهدید می کنند ،باید درآن فضا باشی و درآن جایگاه ایمانی و معنوی تا "وما رأیت الا جمیلا " ی زینب (سلا م الله علیها ) را بفهمی و باید در این جغرافیای تاریخی از ایران و دیدگاه مرمانش از جهان و دشمن وایمان قرار بگیری تا از تهدیدهای دشمنان بخندی و نادانی شان را ببینی ....!

من ای خدا به پای این پیمان ،اگر ندادم جان ،مرا فنا کن !

اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها و بنیها بعدد ما احاط به علمک

السلام علیک یا عقیلة بنی هاشم .... یا زینب ...

والسلام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/02/15ساعت 11:47  توسط جوادی  | 

وحدت و یکپارچگی در مسیر (بیانات در دیدار با شخصیت های سیاسی)

مقام معظم رهبری در 16 فروردین ماه در دیدار جمعی از مسئولین نظام که به مناسبت عید نوروز در بیت معظم له برگزار شده بود رهنمودهای ارزشمندی را بیان فرمودند.

ایشان در ابتدای دیدار یکی از مهم ترین مسائلی را که هر فرد در جایگاه اجتماعی خود باید بدان توجه داشته باشد را مورد تذکر قرار دادند.مسئله ای هم دنیا را شامل می شود و هم آخرت را. اینکه افراد در هر کجای نقشه جامعه که قرار دارند باید نسبت موقعیت خود را به کل جامعه و دیگر افراد بسنجند و به تحلیل درستی از موقعیت خویش دست یابند، نکته ای ست که نباید از آن غفلت کرد زیرا عدم آگاهی به آن در حقیقت ندانستن مسئولیت خود و نشناختن آن است و اگر کسی در جامعه به این موضوع نرسد نمی تواند در جایگاهی فرار بگیرد که باید باشد و نمی تواند وظیفه ای را انجام دهد که بر عهده ی اوست، لذا تک تک افراد جامعه مسئول اند. البته این این مسئولیت و شناخت قطعا برای آنان که در رتبه ی بالاتر اجتماعی قرار دارند از اهمیت بیشتری برخوردار است و در پیشگاه خدا از آنان حسابرسی دقیق تری صورت خواهد گرفت.اما متاسفانه این روزها این موضوع از سوی برخی رجال محترم سیاسی نادیده گرفته می شود به طوری که برخی بدون در نظرگرفتن جایگاه مسئولیت خود با اظهارات به دور از تدبیر و بعضا غیر کارشناسانه نه تنها باری از مسئولیت خویش را بر زمین نمی گذارند که حتی وزر و وبال خویش را نیز افزون می کنند و وقت ارزشمند خدمت رسانی را به هیچ می فروشند.

نکته ی قابل تامل دیگر در این باره کمال ادای جزئیاتِ مسئولیت است .اگر خوش بینانه در نظر بگیریم  وفرض را بر آن قرار دهیم که همه از مسئولیت خویش آگاهیم و حتی جزئیات آن را می دانیم باز هم در برابر پروردگار باید جوابگوی چگونگی ادای آن باشیم و از این روست که می فرمایند: "از لحظه لحظه روزهای مسئولیت من و شما سوال خواهد شد....و همه بدهکاریم.همه بشریت ،همه ی خلق عالم، در مقابل محاسبه ی الهی بدهکارند."

معظم له بعد از تذکر راجع به اهمیت فهم مسئولیت و درستی ادای آن به ظرفیت های عظیم موجود در کشور به ویژه در بخش های فرهنگی و اقتصادی اشاره فرمودند و یکی از مهم ترین مشئولیت های نظام را استفاده از این ظرفیت های عظیم انسانی بر شمردند و نشناختن،عدم همت در به کارگیری و حتی قانع بودن به استفاده ی متوسط از آن را هم کوتاهی در انجام وظیفه دانستند و نهایت تلاش و حرکت به سمت فله را وظیفه همه ی مسئولین بر شمردند: " اگر چنانچه این ظرفیت ها را نشناسیم،کوتاهی کردیم؛اگر بشناسیم و برای به کارگیری آن ظرفیت ها همت نکنیم،کوتاهی کردیم؛اگر به یک حد متوشطی قانع بشویم،کوتاهی کردیم.باید به سمت قله حرکت کنیم."

و این عبارت دقیقا نشان دهنده روح انفلاب اسلامی ست: روح آرمانگرایی و دست یابی به آنچه در قله است.

متاسفانه برخی مسئولین با گذشت سی سال از انقلاب احساس می کنند که دیگر لزومی ندارد که جامعه و مردمانش روحیه آرمان خواهی و انقلابی گری شان را حفظ کنند چون همه چیز در سر جای خودش است!! در حالیکه این دوستان بی رمق فراموش کرده اند که پویایی و حیات یک انقلاب به حفظ روحیه آن انقلاب است و گرنه جسم بی جان انفلاب دیگر انفلاب نامیده نمی شود؛ و قطعا این آرمان خواهی همان حرکت به سمت قله است و این حرکت منحصر به جنبه هایی خاص از زندگی و جامعه نیست بلکه تمام شئون فردی و اجتماعی انقلابیون را شامل می شود.

حضرت آیه الله خامنه ای(حفظه الله) بعد از این توصیه ها به نکته ای مهم در زمینه توجه مسئولین و هشیاری خواص در امور سیاسی اشاره فرمودند:"شما ببينيد در صدر اسلام، آن كسانى كه ممدوح واقع شدند - حالا توى فرهنگ ما، بر طبق عقيده‌ى ما - بيش از آنچه كه به خاطر نماز و عبادتشان ممدوح واقع شدند، به خاطر موضعگيرى‌هاى سياسى‌شان، اجتماعى‌شان و مجاهدتشان ممدوح واقع شدند. ما ابى‌ذر را، يا عمار را، يا مقداد را، يا ميثم تمار را، يا مالك اشتر را كمتر به عبادتشان مدح ميكنيم. تاريخ، اينها را به آن مواضعى ميشناسد كه اين مواضع، تعيين كننده بود؛ حركت كلان جامعه را توانست هدايت كند، شكل بدهد و به پيشرفت اين حركت كمك كند. آنهائى هم كه مذمت شدند، همين جور. خيلى از بزرگان كه مورد مذمت قرار گرفتند، به خاطر شرب خمر مذمت نشدند، به خاطر بى‌نمازى مذمت نشدند؛ به خاطر عدم حضور در آنجائى كه حضورشان لازم بود، مذمت شدند."

شاید این عبارات حضرت آقا تا قبل از فتنه اخیر برای خیلی از ما قابل درک نبود و مصداق های آن را در جامعه کمتر میافتیم و شاید کمتر متوجه آن بودیم. اما در حوادث بعد از انتخابات، مردم به خوبی به این تشخیص رسیدند که لباس روحانیت داشتن و دکتر و مهندس بودن، سابقه ی زندان و شکنجه داشتن و تا مرز شهادت پیش رفتن،سردار سپاه بودن و مسئولیت داشتن در نظام هیچ کدام دلیل بر انقلابی ماندن و ولایی بودن ،ممدوح بودن و شایسته بودن نیست بلکه آنچه اهمیت دارد حالِ فعلی افراد و شناخت مسئولیت فعلی به عنوان فردی از آحاد جامعه اسلامی و عضوی از نظام جمهوری الله است. اینکه باید در زمان فتنه روشنگر بود و صریح صحبت کرد،اینکه نه خود به خطا رویم و نه اجازه به خطا رفتن دیگران را بدهیم،اینکه به موقع در صحنه حاضر باشیم.

در زمان فتنه دو پهلو حرف زدن و نداشتن بیان روشنگر به بهانه ی احتیاط (چون ابوموسی اشعری ها) نه تنها مشکلی را حل نمی کند و مصداق حقیقی وظیفه ناشناسی است بلکه بر شدت غبار آلودگی فضا نیز می افزاید زیرا عامه مردم به دنبال آنند که سردرگمی خویش را سامان بخشند و از این رو به مواضع و سخنان نام داران جامعه رجوع می کنند تا به تشخیص درست برسند؛حال با چنین وضعی یا آشفته تر می شوند و یا به راه ناصواب گرفتار می آیند.البته نباید فراموش کرد که در ماجرای اخیر در نهایت این مردم بودند که قطب نمای خود را بر مدار ولایت تنظیم کردند و سربلند به حرکت در مسیر حق ادامه دادند ولی همین مردم هیچ گاه این قصور بزرگان را فراموش نخواهند کرد و یادشان نمی رود که اینان در روزگار واجب الحضور بودن غایب بودند.

حال این سوال مطرح می شود که چرا چنین افرادی با این سوابق درخشان و خداپسندانه سرانجام در آزمون الهی مردود می شوند؟ حضرت آیه الله مصباح(حفظه الله) سه عامل را موجب سقوط خواص می دانند: ثروت، قدرت، شهوت.

اگر نگاهی به تاریخ انقلاب اسلامی بیاندازیم و مواضع برخی خواص را مرور کنیم به روشنی به تفاوت اظهارات آنها قبل و بعد از دست یابی به ثروت و قدرت و چشیدن طعم نامبارک آنها پی می بریم .همان طور که حضرت آقا نیز اشاره داشتند اگر برخی افراد از انقلاب تنها اندکی زاویه گرفته باشند و در فرض خوش بینانه این زاویه از اصل افزایش نیافته باشد هر قدر که زاویه امتداد یابد و سالیان از پی هم بگذرند انحراف از خط اصلی بیشتر و بیشتر خواهد شد و اگر اندکی تامل کنند و به گذشته باز گردند خواهند دید که دیگر رنگ و بویی از خط اصلی ارزش ها را ندارند.

توصیه می کنم دوستان حتما مواضع خواص مردود را بازخوانی کنند. (اینکه نام نمی برم از ان جهت است که مرجع ضمیر خود را باز می یابد!)

در آخر حضرت آقا به نکته ی بسیار مهمی اشاره فرمودند و آن حفظ وحدت و یکپارچگی در حرکت از سوی مسئولین نظام است." كى از چيزهائى كه خيلى مهم است - چون حالا تقريباً همه‌ى مسئولين قوا، از هر سه قوه اينجا تشريف داريد - يكپارچگى در حركت است؛ ولو يكپارچگى در فكر و نظر و سليقه نباشد، كه نه ممكن است، نه آنقدر هم مطلوب است. اختلاف سلائق و اختلاف نظرات به مباحثه مى‌انجامد، و مباحثه به كشف عرصه‌هاى جديد منتهى ميشود. بنابراين ما هيچ توصيه نميكنيم كه حتماً همه در همه‌ى مسائل يكسان فكر كنند؛ نه، اصلاً ممكن هم نيست و امكان ندارد. اختلاف در نظر و در سليقه و در فكر و در فهم، خودش از اول خلقت بشر وسيله‌اى شده است براى پيشرفت انسان. اما با وجود آن اختلافاتى كه وجود دارد، هماهنگى در حركت لازم است."

این فرمایشات به خوبی نشان دهنده راهی ست که مسئولین مدعی ولایی بودن، باید درمسیر آن حرکت کنند و نظام را در این راه پیش ببرند.اینکه همواره در امور مختلف در بین کارشناسان آن اختلاف نظر وجود دارد امری طبیعی و غیر فابل اجتناب است و اصلا اگر تفاوت افکار وجود نداشت هیچ گاه فکر جدیدی به وجود نمی آمد البته به شرط آنکه این تفاوت ها تبدیل به موضوعی برای غرض ورزی و لج بازی نشود، بلکه همه ی مسئولین را جهت اعتلای کشور در کنار هم قرار دهد.و این امر دست یافتنی ست اگر دوستان منتقد و دوستان مجری پا روی نفس خویش بگذارند و خودخواهی خود را به پای پیشرفت اسلام و ایران و رسیدن به وحدت قربانی کنند.البته در این راه نیز باید همت و کار مضاعف کرد و نباید فراموش کرد که اگر کار برای خدا باشد خدا وند خود حامی و پشتیبان و ضامن موفقیت آن است که ید الله فوق ایدیهم...

والسلام.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/02/05ساعت 10:35  توسط پیوندی  |